مارگریت میچل و رمان مشهور برباد رفته

همان سال بود که با یک مدیر تبلیغاتى به نام «جان رابرت مارش» ازدواج کرد و در اثر تشویق هاى مداوم او به وسوسه پنهان همیشگى اش یعنى داستان نویسى روى آورد. همان سال نوشتن رمان «بربادرفته» را آغاز کرد و سه سال بعد در حالى نگارش این رمان به پایان رسید که حجمى بالغ بر یک هزار صفحه داشت.
«بربادرفته» را که بسیارى هم طراز رمان «
جنگ و صلح» نوشته «لئو تولستوى
» دانسته اند به دست انتشارات «مک میلان» به چاپ رسید و با بهاى ۳ دلار روانه بازار شد. رکوردهاى فروش یکى پس از دیگرى شکسته شد و «بربادرفته» عنوان پرفروش ترین کتاب تاریخ تا زمان خود را به دست آورد و کارشناسان ادبى زمان خود از قبیل «جان کرو رنسوم» شاعر و منتقد ادبى مشهور آمریکایى را به تحسین واداشت و در سال ۱۹۳۷ جایزه پولیتزر را براى «مارگارت میچل» به ارمغان آورد. به رغم آنکه «بربادرفته» بر خلاف نامش نویسنده خود را نه تنها بر باد نداد که به اوج شهرت و مکنت رساند اما سماجت رسانه هاى عمومى در پوشش و تعقیب زندگى خصوصى «میچل» عیش او و خانواده اش را منقص کرد. او در اوایل دهه ۳۰ حق فیلمسازى اثر خود را به قیمت ۵۰ هزار دلار به «دیوید اُ سلزینک» واگذار کرد و اندکى بعد ۵۰ هزار دلار دیگر نیز از او دریافت کرد.
در ۱۵دسامبر ،۱۹۳۹ فیلم سینمایى «
بربادرفته» در حالى به روى پرده رفت که به رغم اصرار فراوان کارگردان و تهیه کننده، «مارگارت میچل» هیچ نقشى در این فیلم را برعهده نگرفته و ایفا نکرده بود. ۱۰ جایزه اسکار هم به نشان موفقیت تمام عیار فیلم به آن تعلق گرفت و این محبوبیت نه تنها در دوران جنگ جهانى دوم نیز تقلیل نیافت که حتى به واسطه مفاهیم ادامه دار بودن زندگى و بازسازى پس از جنگ، بر شمار طرفداران خود افزود. «میچل» در خلال جنگ جهانى دوم به صورت داوطلبانه در خدمت صلیب سرخ بود و به واسطه فداکارى هایش موفق به اخذ شهروندى افتخارى فرانسه در سال ۱۹۴۹ شد و همان سال در حالى که هنوز به پنجاه سالگى نرسیده بود در حین گذر از خیابان با یک اتومبیل تندرو تصادف کرد و در دم جان سپرد. «مرگ، مالیات و تولد فرزند! هیچکدام از قبل خبر نمى کنند.» او در جایى دیگر مى نویسد: «فردا به این موضوع فکر مى کنم. تا آن موقع صبر مى کنم و براى بازگرداندنش راه حلى مى جویم. به هر تقدیر بزرگترین فرق امروز و فردا این است که فردا روز دیگرى است.» در سال ۱۹۹۲ رمانى به نام «اسکارلت» اثر «الکساندر ریپلى» منتشر شد که به نوعى ادامه داستان «بربادرفته» به شمار مى رفت و به سفرهاى «اسکارلت» به ایرلند به همراه فرزندانش و ملاقات مجدد «رت باتلر» مى پردازد. در سال ۱۹۹۵ رمانى به نام «لیسن گمشده» از «میچل» منتشر شد که او در سن ۱۶ سالگى به رشته تحریر درآورده و به یکى از دوستان نزدیکش تقدیم کرده بود.
/ 0 نظر / 21 بازدید